پشت کوههای خراسون مرقد پاکتو دیدن /واسه او صحن مطهر تو غروب کنار ایوون
واسه کفترای معصوم که تو آسمون میگردن /واسه آدمای مغموم که میان، دخیل میبندن
پشت کوههای خراسون مرقد پاکتو دیدن /واسه او صحن مطهر تو غروب کنار ایوون
واسه کفترای معصوم که تو آسمون میگردن /واسه آدمای مغموم که میان، دخیل میبندن
امشب خیلی حالم گرفت
کاشک امشب توی حرم بودم
عجب فضایی داره
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
آمدم ای شاه ، پناهم بده خط امانی ز گناهم بده ای حَرمَت ملجأ در ماندگان
دور مران از در و ، راهم بده ای گل بی خار گلستان عشق قرب مکانی چو گیاهم
بده لایق وصل تو که من نیستم اِذن به یک لحظه نگاهم بده ای که حَریمت به
مَثَل کهرباست شوق وسبک خیزی کاهم بده تاکه ز عشق تو گدازم چو شمع گرمی
امروز رفتم کتابخونه و کتاب حکمتها و اندرزهای استاد شهید مطهری را گرفتم
ان شاء الله میخواهم از امروز شروع به خوندنش کنم
آقا شنیده ام جگرت شعله ور شده
بی کس شدی و ناله تو بی اثر شده
پیش حسین(ع) سرفه نکن آه کم بکش
خون لخته های روی لبت بیشتر شده
یک چشم خواهرت به تو یک چشم بین تشت
تشت مقابلت پر خون جگر شده
از ناله هات زینب(س) تو هول کرده است
گویا که باز واقعه ی پشت در شده
ای وای از مصیبت تابوت و دفن تو
وای از هجوم تیر و تن و چشم تر شده
میگفت با حسین(ع)، ابالفضل(ع) وقت دفن
این تیر ها برای تنش دردسر شده
موی سپید و کوچه و تابوت و زهر و تیر
دوران غربت حسن(ع) این گونه سر شده
یک کوچه بود موی حسن(ع) را سپیدکرد
یک اتفاق بود که او را شهید کرد